تبليغاتX
ذهن مشوش من

ذهن مشوش من

ما خانه به دوشان، غم سیلاب نداریم...

بعضی خاطره ها آنقدر بزرگند که در هیچ سطل زباله ای جا نمی شوند،

باید بگذاریشان کنار قلبت و هر روز تماشاشان کنی...


+   نوشته شده در  جمعه 7 بهمن1390ساعت   18:24 توسط سید مهدی   | 

از بچگی کردن تو گوشمون که تو نسبت به خدا مسئولی، نسبت به پدر و مادر مسئولی، نسبت به همسایه مسئولی، نسبت به جامعه مسئولی!

ولی هیچ کی نیومد بهمون بگه هوی آدم! قبل از همه اینا، نسبت به خودت مسئولی، نسبت به احساست مسئولی، نسبت به غرورت مسئولی...

پ.ن. این روزها نیز خواهند گذشت، مثل سایر روزهایی که آرزوی گذشتنشان را داشتم...


+   نوشته شده در  جمعه 30 دی1390ساعت   18:49 توسط سید مهدی   | 

بهمون گفتن نیمه پر لیوان رو ببین،

غافل از اینکه نیمه پر لیوان، لجن گرفته...


+   نوشته شده در  جمعه 23 دی1390ساعت   0:35 توسط سید مهدی   | 

خاطرت عزیز است،

مثل خودت،

مثل خاطره هایت...


+   نوشته شده در  یکشنبه 18 دی1390ساعت   16:10 توسط سید مهدی   | 

گاهی دلم برای خودم هم تنگ میشود...


+   نوشته شده در  پنجشنبه 15 دی1390ساعت   21:24 توسط سید مهدی   | 

طبق نظر فایرفاکس، بیشترین آدرسی که بهش رجوع کردم، فیس بوک بوده و بعد جیمیل!

و این یعنی فاجعه...

پ.ن. این روزا خیلی نوشتنم میاد! شاید از تنهاییه...


+   نوشته شده در  چهارشنبه 14 دی1390ساعت   22:3 توسط سید مهدی   | 

همه مشکلات درست از جایی شروع میشه که از کسی انتظاری داشته باشی


+   نوشته شده در  چهارشنبه 14 دی1390ساعت   21:44 توسط سید مهدی   | 

خدایا،

وقتی بهمون حال میدی، میگیم که خدا دوستمون داشته و اینا...

وقتی بدبختمون میکنی، میگیم هر که در این بزم مقرب تر است، جام بلا بیشترش میدهند...

خدا وکیلی سر کار که نیستیم، هان؟


+   نوشته شده در  سه شنبه 13 دی1390ساعت   9:38 توسط سید مهدی   | 

- ادب از که آموختی؟

+ والا ما کلاً بی ادبیم داداش! ادبی نداریم که آموخته باشیم!!!


+   نوشته شده در  دوشنبه 12 دی1390ساعت   0:24 توسط سید مهدی   | 

یکی از مشکلات ما اینه که گناه رو فقط تو همخوابگی با یه نامحرم میبینیم!

غافل از این به خدا دروغ هم گناهه، غیبت هم گناهه، تهمت هم گناهه، کار نکردن و پول گرفتن هم گناهه...

پ.ن. یکی از دوستان خارج رفته میگفت اینجا دینم بیشتر حفظ میشه، وقتی پرسیدم چرا، حرفی با همین مضمون بهم زد. دیدم راست میگه...


+   نوشته شده در  شنبه 10 دی1390ساعت   18:35 توسط سید مهدی   | 

هر انسانی، محکومه به گفتن تعداد زیادی "خوبم" که هیچ اعتقادی بهشون نداره!!!



ادامه مطلب
+   نوشته شده در  یکشنبه 4 دی1390ساعت   21:15 توسط سید مهدی   | 

بغض ها بعضاً شکستند،

اما بیشترشان نشست روی گلو و همچنان فشار می دهد...

راستش را بگویم،

عجیب درد دارد، عجیب...


پ.ن.1 علی عطاری هم رفت، خدا پشت و پناهش

پ.ن.2 منفورترین مکان زندگیم، شده فرودگاه امام خمینی


+   نوشته شده در  جمعه 18 آذر1390ساعت   18:18 توسط سید مهدی  

به ابالفضل قسم که چهره زیبا و قد بلند نبود که ابالفضل را "ابالفضل" کرد.


+   نوشته شده در  دوشنبه 14 آذر1390ساعت   10:4 توسط سید مهدی   | 

یاد بگیریم بین و لطف و وظیفه فرق هست!

لطف دیگران رو به حساب وظیفه-شون نذاریم، همونطور که وظیفه خودمون رو هم نباید به حساب لطف به دیگران بذاریم!


+   نوشته شده در  یکشنبه 6 آذر1390ساعت   18:35 توسط سید مهدی   | 

باز من به یکی رو دادم، طرف مثل گوسفند اومد تف کرد تو صورتم!!!


+   نوشته شده در  سه شنبه 1 آذر1390ساعت   18:32 توسط سید مهدی   |